حكيم ابوالقاسم فردوسى

590

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

خورشهاى مردم ببردند پيش * بگردون به زير اندرون گاوميش بدشت اندرون سبزه و جاى خواب * هوا پر ز ابر و زمين پر ز آب [ در گذشتن كىخسرو از آب زره ] چو آمد بنزديك آب زره * گشادند گردان ميان از گره همه چاره سازان دريا به راه * ز چين و ز مكران همى برد شاه به خشكى بكرد آنچ بايست كرد * چو كشتى به آب اندر افگند مرد بفرمود تا توشه برداشتند * بيك ساله ره راه بگذاشتند جهاندار نيك اختر و راه جوى * برفت از لب آب با آب روى بران بندگى بر نيايش گرفت * جهان آفرين را ستايش گرفت همى خواست از كردگار بلند * كز آبش به خشكى برد بىگزند همان ساز جنگ و سپاه و را * بزرگان ايران و گاه ورا همى گفت كاى كردگار جهان * شناسندهء آشكار و نهان نگهدار خشكى و دريا توى * خداى ثرى و ثريا توى نگه دار جان و سپاه مرا * همان تخت و گنج و كلاه مرا پر آشوب دريا ازان گونه بود * كزو كس نرستى بدان بر شخود بشش ماه كشتى برفتى به آب * كزو ساختى هر كسى جاى خواب بهفتم كه نيمى گذشتى ز سال * شدى كژّ و بىراه باد شمال سر بادبان تيز برگاشتى * چو برق درخشنده بگماشتى براهى كشيديش موج مدد * كه ملاح خواندش فم الاسد چنان خواست يزدان كه باد هوا * نشد كژّ با اختر پادشا شگفت اندر آن آب مانده سپاه * نمودى بانگشت هر يك بشاه باب اندرون شير ديدند و گاو * همى داشتى گاو با شير تاو همان مردم و مويها چون كمند * همه تن پر از پشم چون گوسفند گروهى سران چون سر گاوميش * دو دست از پس مردم و پاى پيش يكى سر چو ماهى و تن چون نهنگ * يكى پاى چون گور و تن چون پلنگ نمودى همى اين بدان آن بدين * بدادار بر خواندند آفرين ببخشايش كردگار سپهر * هوا شد خوش و باد ننمود چهر گذشتند بر آب بر هفت ماه * كه بادى نكرد اندريشان نگاه چو خسرو ز دريا به خشكى رسيد * نگه كرد هامون جهان را بديد بيامد بپيش جهان آفرين * بماليد بر خاك رخ بر زمين بر آورد كشتى و زورق ز آب * شتاب آمدش بود جاى شتاب بيابانش پيش آمد و ريگ و دشت * تن آسان بريگ روان برگذشت همه شهرها ديد برسان چين * زبانها بكردار مكران زمين بدان شهرها در بياسود شاه * خورش خواست چندى ز بهر سپاه سپرد آن زمين گيو را شهريار * به دو گفت بر خوردى از روزگار درشتى مكن با گنهكار نيز * كه بىرنج شد مردم از گنج و چيز ازين پس ندارم كسى را بكس * پرستش كنم پيش فريادرس ز لشكر يكى نامور برگزيد * كه گفتار هر كس بداند شنيد